
اغلب اوقات 1 و فرسودگی کارکنان، بهجای اینکه به سازمان نسبت داده شود، مشکلاتی شخصی فرض میشود. شاید این موضوع در شرایط خاصی صحت داشته باشد، ولی رهبر یک 1، باید دائماً انرژی و روحیهی کارکنانش را زیر نظر داشته باشد و هرگونه تغییر در روند عملکرد تیم را موردبررسی قرار دهد. خستگی و دلزدگی اعضای تیم، بهویژه در دورههای 11 کسبوکار که از 1 انتظار میرود سختتر و با منابع کمتری کار کنند، بیشتر دیده میشود.
همهی ما فرسودگی کاری را دیده یا تجربه کردهایم. یکی از نمودهای رایج فرسودگی، زمانی است که یک کارمند ناگهان از همکاری با تیم (یا مدیر) دست میکشد و برای هفتهها به مسافرت میرود. درواقع خستگی شدید شغلی خودش را در علائم زیادی نشان میدهد، اما همیشه به نتایج یکسانی نظیر کاهش بهرهوری و نارضایتی کارمندان ختم میشود.
برای تشخیص فرسودگی شغلی، میتوان به این نشانهها توجه کرد:
اگر متوجه شدید که یکی از کارمندان یا حتی گروهی از آنها، این علائم را بروز میدهند، بهتر است تجارب شرکتتان دوباره ارزیابی کنید.

شما بهعنوان مدیر یا رهبر شرکت، موظفید خیلی زود خستگی و فرسودگی کارمندانتان را تشخیص بدهید و راه چارهای برای آن بیابید. اما میتوانید راه بهتری را در پیش بگیرید و از وقوع این مشکل پیشگیری کنید. استراتژیهایی که در ادامهی مطلب ذکر میشود، همیشه قابلاستفاده است. اما زمانی که کسبوکارتان در حال مقیاسپذیری است، بسیار مفید واقع میشوند.
کار یکنواخت و خستهکننده یکی از عواملی است که به فرسودگی کارمندان دامن میزند. هنگامیکه کارکنان دیگر به چالش کشیده نمیشوند یا احساس میکنند رشد و پیشرفتشان متوقفشده، انگیزههای خود را از دست میدهند. با دقت کار تیم را زیر نظر داشته باشید و به الگوهای رفتاری آنان را در زمان اجرا و خاتمهی پروژه توجه کنید. اگر فهمیدید که یک کارمند خاص مدتها است یک وظیفهی تکراری را انجام میدهد، با او صحبت کنید. ممکن است کارمند مذکور هیچ مشکلی با کار یکنواخت و تکراری نداشته باشد، اما این احتمال هم وجود دارد که به خستگی و دلزدگی برسد.

در همین راستا، شما میخواهید مطمئن شوید که کارمندان اهداف شرکت را بهخوبی درک کردهاند و دیدگاه درستی نسبت به مسیر پیش رو دارند. این موضوع زمانی که شرکت رشد میکند، از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا شما نمیخواهید کارمندان سختکوشتان، پویایی خود را از دست بدهند و گرفتار رکود شوند. بهطور مرتب با اعضای تیم دیدار و گفتگو کنید تا متوجه شوید آنها نسبت به شرایط موجود چه حسی دارند و انتظاراتشان چگونه تغییر میکند.
همانطور که شرکت شما دوران شلوغی را به لحاظ مقیاسپذیری سپری میکند، اشتباهات میتوانند ابزاری برای آموزش کارمندان و تسهیل رشد مداوم سازمانی باشند. واکنش شما نسبت به اشتباهات باید بهگونهای باشد که کارمندان بهراحتی با ریسکها روبرو شوند. آنها را تشویق کنید متفاوت فکر کنند، تکنیکهای جدید را امتحان کنند و ایدههایی که به سودآوری شرکت کمک میکند را پیشنهاد دهند. با این استراتژی به آنها نشان میدهید که نیازی نیست از اشتباه کردن بترسند.

اگر کارمندان احساس کنند که دائماً از آنها انتظار میرود تا پای جان کار کنند، زودتر خسته میشوند و به فرسودگی میرسند. منظور این نیست که نباید از کارمندانتان بخواهید ساعات بیشتری در شرکت بمانند یا روی پروژههای بیشتری کار کنند. تا زمانی که آنها به آینده امیدوارند و میتوانند نوری را در پایان این تونل ببینند، میتوانید از آنها انتظار همکاری داشته باشید. پس زمانی که از کارمندان میخواهید برای چند شب تا دیروقت در شرکت بمانند یا مسئولیت بزرگتری را بپذیرند، با آنها گفتگو کنید و شرایط و انتظاراتتان را خیلی خوب شرح دهید. در این صورت کارمندان درک درستی از شرایط موجود و اینکه چرا از آنها خواستهشده بیشتر کار کنند، به دست میآورند.
با حمایت از رویدادهای فرهنگی شرکت، کمی وقت بگذارید و کارمندان را خارج از محیط اداری سرگرم کنید. کلید موفقیت این رویدادها، این است که برای کارمندان جذاب باشند نه تحمیلی. سعی کنید تیم را برای صبحانه و کمی پیادهروی با خودتان همراه کنید. این جریان نهتنها به کارمندانتان انرژی میبخشد، بلکه 1 میشود آنها یکدیگر را خارج از محیط کاری و در سطح شخصی بشناسند و باهم ارتباط بهتری برقرار کنند.

مطالعات موسسه نیروی کار Kronos Incorporated نشان میدهد یکی از علل فرسودگی و دلسردی کارمندان، پاداشهای ناعادلانه است. هنگامیکه بهسرعت در حال مقیاسپذیری هستید، همهی کارمندان بهسختی کارمی کنند و دوران پراسترسی را تجربه میکنند. بااینحال تعیین یک سیستم پاداشدهی مبتنی بر عملکرد باعث میشود آنها کار خود را ارزشمند ببینند و بیشتر تلاش کنند.
ارتباط و معاشرت منظم با کارمندان، بسیار ضروری و مهم است. یکی از بهترین روشهای ارتباط مؤثر با تیم، برنامهریزی برای جلسات منظم دونفره است. زمانی که شرکت بهسرعت در حال رشد است، ممکن است کارمندان با برخی از تصمیمات موافق نباشند یا دیدگاه شرکت را درک نکنند و همین امر منجر به سرخوردگی آنها میشود. کارمندان میخواهند شرکت نظراتشان را جویا شود و ایدههای آنها را ارزشمند بداند. مدیرانی که برای گفتگو با اعضای تیم وقت میگذارند، مانع از این میشوند که احساسات منفی کارمندان رشد کند و به مشکلات بزرگتر تبدیل شود.
بهطورکلی، با کارمندانتان صادق باشید. هنگامیکه نمیدانید باید چه واکنشی نسبت به آنها نشان دهید، خودتان را بهجای آنها بگذارید و رفتاری را در پیش بگیرید که اگر رئیس نبودید، دوست داشتید از طرف مسئولین ببینید. همانطور که ریچارد برانسون میگوید، هدف این است که «کارمندان را آنقدر خوب آموزش دهیم که بتوانند شرکت را ترک کنند و آنقدر خوب رفتار کنیم که خودشان نخواهند بروند.»
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان